واکاوی نظام تقابلهای دوگانه در اشعار پایداری محمدرضا شفیعی کدکنی بر پایه نظریه ساختارگرایی
کلمات کلیدی:
محمدرضا شفیعی کدکنی, ساختارگرایی, تقابلهای دوگانه, شعر معاصر فارسی, گفتمان پایداریچکیده
در رویکرد ساختارگرایی، معنا در متن ادبی حاصل شبکهای از روابط افتراقی میان نشانههاست و تقابلهای دوگانه یکی از بنیادیترین سازوکارهای سازماندهی این روابط به شمار میآیند. شعر محمدرضا شفیعی کدکنی نیز با تکیه بر نظامی از تقابلهای معنایی، ساختاری چندلایه از دلالتهای اجتماعی، تاریخی و عاطفی را پدید میآورد که در بسیاری از موارد با گفتمان پایداری در شعر معاصر فارسی پیوند مییابد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی کارکرد تقابلهای دوگانه در اشعار شفیعی کدکنی و تبیین نقش آنها در سازماندهی ژرفساخت معنایی این اشعار انجام شده است. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی با تکیه بر مبانی نظری ساختارگرایی و نشانهشناسی ادبی است و چارچوب نظری آن بر دیدگاههای فردینان دو سوسور، کلود لویاستروس و نظریهپردازان نقد ساختارگرا استوار است. پیکره پژوهش بهصورت هدفمند از میان اشعار مجموعههای «در کوچهباغهای نیشابور»، «از بودن و سرودن» و «هزاره دوم آهوی کوهی» انتخاب شد و واحدهای دلالتی در سطح واژگانی، تصویری و گفتمانی استخراج و تحلیل گردید. نتایج پژوهش نشان میدهد که نظام معنایی این اشعار بر مجموعهای از تقابلهای محوری مانند حرکت/ماندگی، آزادی/اسارت، امید/یأس، نور/تاریکی، صدا/سکوت و زندگی/تباهی استوار است. این تقابلها با ایجاد شبکهای از روابط دلالتی، عناصر طبیعی و تصاویر شاعرانه را به نشانههایی ایدئولوژیک در گفتمان مقاومت تبدیل میکنند و از طریق تنش میان قطبهای متضاد، پویایی معنایی متن را شکل میدهند. در نتیجه، تقابلهای دوگانه در شعر شفیعی کدکنی نه صرفاً شگردی بلاغی، بلکه سازوکاری ساختاری برای تولید معنا و بازنمایی تجربه تاریخی و اجتماعی در چارچوب گفتمان پایداری به شمار میآیند.
دانلودها
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 2025 محمد نادر شریفی

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.